X
تبلیغات
دانشجویان حقوق دانشگاه شهید باهنر
دانشجویان حقوق دانشگاه شهید باهنر
علمی - حقوقی 
قالب وبلاگ
«جایگاه حقوق و قانون در نظام خانواده کجاست؟ برخی با تاکید بر اولویت و اهمیت اخلاق در نظام خانواده توصیه می‌کنند تا حد امکان خانواده بر پایه مبانی اخلاق اداره شود و در موارد اضطرار به سراغ استفاده از قواعد حقوقی و بایدها و نبایدهای قانونی برود. اما گروهی دیگر معتقدند که قانون و حقوق از همان ابتدا برای حرکت صحیح خانواده باید حضور فعال داشته باشد».


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 11:12 ] [ محمد سالارزایی ]


کوله بارم بر دوش،

سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفر ترسیدی،

تو بگو از ته دل

من خدا را دارم... .

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 11:11 ] [ محمد سالارزایی ]

هرگز به آدم ها نخند !!!
.
..
...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده ی چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...

به راننده ی آژانسی که چرت می زند...

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جار می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند

خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.
[ سه شنبه 17 اردیبهشت1392 ] [ 16:21 ] [ محمدامین پورچنگیز ]
 

مجنون عشق را دگر امروز حالت ست                      کاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت ست

فرهاد را از آن چه که شیرین ترش کند                   این را شکیب نیست گر آن را ملالت ست

عذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق                     داند که آب دیده ی وامق رسالت ست

مطرب همین طریق غزل گو نگاه دار                       کاین ره که برگرفت به جایی دلالت ست

ای مدعی که می‌گذری بر کنار آب                         ما را که غرقه‌ایم ندانی چه حالت ست

زین در کجا رویم که ما را به خاک او                        و او را به خون ما که بریزد حوالت ست

گر سر قدم نمی‌کنمش پیش اهل دل                       سر بر نمی‌کنم که مقام خجالت ست

جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است               جز سر عشق هر چه بگویی بطالت ست

ما را دگر معامله با هیچ کس نماند                         بیعی که بی حضور تو کردم اقالت ست

از هر جفات بوی وفایی همی‌رسد                           در هر تعنتیت هزار استمالت ست

سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر او                       علمی که ره به حق ننماید جهالت ست

 
[ شنبه 31 فروردین1392 ] [ 18:56 ] [ محمدامین پورچنگیز ]
آی شهــــدا...


شما با معبود خود چه گفتید که آسمانی شدید


شما در خلوتهای شبانه خود چه کردید که اینگونه پرواز را آموختید


دستمان  را بگیرید و ما را از این ظلمت کده رهایی بخشید

[ چهارشنبه 20 دی1391 ] [ 17:30 ] [ محمد سالارزایی ]

آن روزها تو و همرزمان غیورت شهید شدید تا اسلام زنده بماند

.

این روزها من و ما باید زنده بمانیم تا اسلام شهید نشود

.

آن روزها دشمن پشت مرزها بود و گهگاه حمله میکرد

.

این روزها دشمن توسط رسانه هایش به حریم خانه ام وارد شده است

.

آن روزها سنگر تو در جبهه ها ، خاک و سنگ

.

و پوتین و پلاک عاشقی بود

.

این روزها سنگر من حجاب و چادر و دینم است که تیر به قلب دشمن می زند

.

آن روزها سلاح تو ، توپ ، تانک ، تفنگ و آر پی جی بود

.

این روزها سلاح من، ایمان، اعتقاد، علم و فرهنگم است

.

سلاح من و ما ، غیرت مردان و چادر زنان سرزمین مان است

..

..

آن روزها جنگیدی تا فرزندان این مرز و بوم در امنیت و آرامش باشند

.

این روزها دشمن با تهاجم هایش،

.

 قلب و تفکر فرزندان سرزمینم را هدف گرفته است

.

آن روزها در خون پاک خود غلتیدی تا از ولایت فقیه

.

و اسلام محمدی(ص) دفاع کنی ، این روزها پشتیبانی از ولایت

.

و دفاع از اسلام عزیز والاترین درسی است که از جهادت آموخته ام


قسم به خون پاک تان که راهتان را ادامه خواهم داد.

[ دوشنبه 18 دی1391 ] [ 17:32 ] [ محمد سالارزایی ]

هرگز به آدم ها نخند !!


به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخن
د !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...


نخند
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند


خیلی ساده ... نخند دوست من!!!
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم می کند ...

[ چهارشنبه 17 آبان1391 ] [ 18:49 ] [ محمدامین پورچنگیز ]


تعریف در لغت و اصطلاح

شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق میشود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر. در زبان عربی در اصل به معنای یک، دو یا گروهی از پیروان است. در قرآن این لفظ چندین بار به این معنا به کار رفتهاست. برای نمونه در آیه ۱۵ سوره قصص درباره یکی از پیروان موسی از عنوان شیعه موسی و در جای دیگر از ابراهیم به عنوان شیعه نوح یاد میکند. در تاریخ اسلام لفظ شیعه، به معنای اصلی و لغوی اش برای پیروان افراد مختلفی به کار می رفت. برای مثال، گاهی از شیعه علی بن ابیطالب و گاهی از شیعه معاویه بن ابیسفیان نام برده شده. اما این لفظ به تدریج معنای اصطلاحی پیدا کرد و تنها بر پیروان علی که به امامت او معتقدند اطلاق می شود. و با تعالیم جعفر بن محمد به صورت یک مذهب مستقل درآمد.

تاریخ شیعه

آغاز پیدایش شیعه در زمان حیات پیامبر بود که برای اولین بار به شیعه علی معروف شدند. پیامبر اسلام در این رابطه نیز گفته است: «علی و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند»
در زمان پیامبر چهار نفر از صحابه سلمان، ابوذر، مقداد و عمار به عنوان شیعه علی شناخته میشدند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 27 تیر1391 ] [ 13:13 ] [ محمد سالارزایی ]

سهم تو همانی ست که در دل داری.

 بیشتر می خواهی : دلت را بزرگ تر کن

[ سه شنبه 6 تیر1391 ] [ 10:59 ] [ محمدامین پورچنگیز ]
سعی‌ کن آنقدر کامل باشی‌، که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران، گرفتن خودت از آنها باشد.

پائولو کوئلیو

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 10:56 ] [ محمدامین پورچنگیز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب